به گزارش مجله تفریحی و سرگرمی بیاخبر

احد سعدی در سال ۱۳۵۹در تبریز به دنیا آمد. او صاحب سبک منحصر به فرد آذرنگاری در نقاشی است. به این معنی که تکه‌های پارچه را با حرارت آتش به نقاشی‌ها می‌چسباند و این اثر را به ثبت ملی رسانده و ثبت بین الملل آن در یونسکو در حال انجام است.

به گزارش وقت صبح به نقل از رکنا، یکی از آثار احد سعدی که حدود ۱۲ سال قبل آن را ترسیم کرد، تصویری از یک دختر جوان بود که آن تابلو نقاشی به زندگی عاطفی و شخصی احد ارتباط پیدا کرد.

 

عشق پریسا و احد چگونه به وجود آمد؟

ماجرای این تابلو و عشق خود را اینطور روایت کرد: «حدود ۱۲سال قبل بود که تابلو دختری را ترسیم کردم و ارتباط روحانی زیادی با این نقاشی پیدا کرده بودم. تا حدی که این تابلو مونس من شده بود. با اینکه ۳۰ سال سن داشتم اما هیچ خانمی در زندگی من نبود و به بعد روحانی عشق و زندگی باور داشتم.

تا اینکه مدتی بعد از ترسیم آن نقاشی تصمیم گرفتم به خاطر پیشرفت و تکامل خودم در استانبول زندگی کنم. اما قبل از سفر به استانبول یکی از دوستانم پیشنهاد داد که در گالری هنرهای مقدس تبریز گالری نقاشی برپا کنم.

آن روز تابلوی دختر را هم که نام آن را روح خودم گذاشته بودم، به گالری بردم. روز افتتاح گالری، مهمان‌ها یکی یکی وارد می‌شدند که یکدفعه خانم جوانی وارد شد که با دیدن او ناگهان تپش قلب عجیبی پیدا کردم.

تا آن زمان هرگز چنین حسی به کسی پیدا نکرده بودم و می‌دانستم که حتما در این لرزیدن قلبم اتفاقی است. در همین فکر بودم که خواهرم به من تلنگر زد و گفت این خانم که وارد شد چقدر شبیه همان تابلو دختر است.»

شوک دوم

انگار در این لحظه شوک دوم به قلب احد وارد شد و او بار دیگر قلبش فرو ریخت: «با اشاره خواهرم متوجه شدم که او درست می‌گوید و آن خانم شباهت عجیبی به تابلو من داشت.

همراه او آقای جوانی بود و من از مدیر گالری سوال کرده و متوجه شدم که آقایی که همراهش بود استاد هومیوپاتی است و به دعوت مدیر گالری به آنجا آمده بودند.

چون متوجه شدم که در دوران آشنایی قبل از ازدواج با آن آقاست از نظر اخلاقی صحیح ندیدم که احساسم را بروز دهم و انگار همه احساسم را در خودم پنهان کردم.

همان جا متوجه شدم که نامش پریسا کرم نژاد است و فرد مشهوری در هنر عکاسی بود. وقتی در مورد گالری با او وارد صحبت شدم قرار شد که یک بار برای عکاسی از تابلوهای من به گالری بیاید.

که البته در ابتدا قبول نمی‌کرد چون می‌گفت فردی که قبلا از تابلوها عکاسی می‌کرد هنرمند بزرگی است. اما بالاخره در یک قرار به همراه مادرش به گالری آمد و از تابلوها عکاسی کرد.

آن زمان اینستاگرام وجود نداشت که هر کس به راحتی بتواند عکس دیگری را ببیند. من هیچ تصویری از پریسا ندیده بودم و شباهت او با تابلوی من خیلی برایم شگفت‌انگیز بود. حتی وقتی خود پریسا هم تابلو را دید خیلی تعجب کرده بود.»

خانه – بیاخبر